حس قابل اطمینان بودن را تقویت کنیم؟

اعتماد و اطمینان ممکن است که موضوع مرگ و زندگی نباشد، اما مسلما برای پیروزی هر تیمی اهمیت دارد. زمانی که افرادی غیر قابل اطمینان در گروه خود دارید، متوجه آنها می شوید. همین طور، آنهایی را که قابل اطمینان هستند، می شناسید.

 

خصوصیت های فرد قابل اطمینان

 

نیت درست

ارسطو معتقد بود که هر چه ما انجام می دهیم، با در نظر گرفتن منفعتی است. به نظر می رسد که او بر این اعتقاد است که نمی توان به نیات هیچ کس اطمینان کرد. اما جان سی. ماکسول با این عقیده مخالف است. جان سی. ماکسول: “بیشتر اوقات من از قضاوت تند درباره ی دیگران خودداری می کنم. در عوض سعی می کنم نیات خودم صحیح باشند و هم گروه های خود را نیز به این کار تشویق می کنم. با وجود این اگر فردی در گروه، دائم نفع خود و برنامه هایش را بر نفع گروه مقدم بداند، ثابت می کند که غیر قابل اعتماد است. در کار گروهی، نیات اهمیت دارند.

 

مسئولیت

خصوصیت دیگر یک عضو تیم قابل اطمینان، داشتن حس مسئولیت است. نویسنده ی کتاب های پرفروش در لیست روزنامه ی نیویورک تایمز و سر دبیر سابق، مایکل کوردا، تاکید می کند: در تحلیل نهایی، صفتی که همه ی افراد موفق دارند، قابلیت قبول مسئولیت است. در حالیکه نیت، به چرای قابل اطمینان بودن افراد ارتباط دارد، مسئولیت نشان می دهد که آنان، مایلند قابل اطمینان باشند. اعضای قابل اطمینان گروه مایلند آنچه را قادر به انجام هستند، به اجرا در آورند.

 

درست فکر کردن

جین مارین، سر دبیر بلفونتین اگز مینر، خبرنگار ورزشی تازه استخدام شده ای را برای گزارش بازی مهمی فرستاد ولی وقتی مرد جوان برگشت، گزارشی با خود نداشت.
مارین دلیل آن را پرسید و خبرنگار به سادگی گفت: چون بازی انجام نشد.
مارین پرسید: بازی انجام نشد؟ چرا؟
خبرنگار جواب داد: استادیوم فرو ریخت.
سر دبیر پرسید: پس گزارش فرو ریختن استادیوم کجاست؟
خبرنگار جواب داد: اما قربان، ماموریت من این نبود.
به دلیل ناتوانی مرد جوان در درست فکر کردن، شانس تهیه ی یک گزارش فوق العاده به هدر رفت.
قابل اطمینان بودن، از تمایل به پذیرش مسئولیت فراتر است. این تمایل باید با قضاوت صحیح هم همراه باشد تا برای گروه ارزش واقعی داشته باشد.

 

 

ثبات در اجرا

آخرین خصوصیت عضو تیم قابل اطمینان، ثبات است. اگر شما نتوانید در همه حال به اعضای تیم تکیه کنید، در واقع مثل آن است که هیچگاه نمی توانید به آنها اطمینان کنید؛ ثبات، بخشی از شخصیت است، که به فرد توانایی دنبال و تمام کردن کارها را می دهد (بدون توجه به این که چقدر خسته، پر مشغله یا تحت فشار است). همان طور که نخست وزیر توانا و ثابت قدم انگلستان در قرن گذشته، وینستون چرچیل، گفته است: کافی نیست حداکثر تلاش خود را بکنیم؛ گاه باید آنچه را لازم است انجام دهیم.

 

 

تفکر بیشتر درباره قابل اطمینان بودن

آیا هم گروه های شما می توانند به شما اطمینان کنند؟ آیا می توانند به انگیزه و نیات شما اعتماد داشته باشند؟ آیا شما تصمیم های صحیحی می گیرید که دیگران بتوانند بر آنها تکیه کنند؟ و آیا شما به طور مستمر و دائمی این طور عمل می کنید، حتی زمانی که حوصله اش را ندارید؟ آیا شما عضوی از گروه هستید که در زمان نیاز، به شما مراجعه می کنند؟ یا هم گروه های شما در مواقع بحرانی، بدون دخالت دادن شما اقدام می کنند؟

 

 

راه های عملی برای ایجاد و تقویت خصوصیت قابل اعتماد بودن در خود

ی انگیزه های خود

اگر قبلا اهداف خود را روی کاغذ نیاورده اید، حالا، قبل از این که ادامه دهید، این کار را کنید و حال به این اهداف توجه کنید. کدام یک از آنها برای گروهی که عضو آن هستید، خانواده تان، سازمان محل کارتان، همکارتان، سایر بازیکنان تیم تان و … سودمندند؟ کدام یک فقط برای شما سودمندند؟ زمانی را برای انطباق اولویت های شخصی با اولویت های متعلق به گروهتان صرف کنید.

 

دریافتن ارزش حرف خود

از پنج نفر از همگروه های خود بپرسید: “وقتی من می گویم کاری را انجام خواهم داد، چقدر قابل اطمینان هستم؟ به من نمره ای از یک تا ده بدهید.” در این بررسی، یکی از روسا و یکی از مرئوسان خود را نیز، در صورت امکان، دخالت دهید. اگر جواب ها با انتظارات شما همخوانی ندارند، به دفاع از خود نپردازید. فقط غیر تهاجمی، سوال کنید. اگر میانگین نمره های داده شده کمتر از نه یا ده است، سعی کنید تعهدات خود را به محض تصمیم گیری روی کاغذ بیاورید و مدت یک ماه قابلیت خود را در دنبال و تمام کردن آنها بسنجید.

 

پیدا کردن شخصی که نسبت او احساس مسئولیت دارید

اگر همکاری داشته باشید که کمکتان کند، بهتر می توانید کارها را ادامه دهید و فردی را پیدا کنید که بتواند در انجام تعهدات تان به شما یاری رساند.

 

برآورده کردن تعهدات

در اواسط سال های ۱۸۰۰، در زمان رکود اقتصادی، بسیاری از فرمانداران ایالتی در ایالات متحده، نگران شدند و به دنبال راه حل هایی برای رفع مشکلات مالی ایالات خود گشتند. به عنوان مثال، ایالت پنسیلوانیا به سادگی تصمیم گرفت بدهی های خود را نپردازد که ورشکست نشود، با آن که به نظر بسیاری، از موقعیت مالی خیلی خوبی برخوردار بود.

زمانی که قانون گذار ایالت اوهایو، امکان پیروی از اقدام پنسیلوانیا را بررسی کرد، استفن داگلاس تصمیم گرفت که مانع این کار شود. متاسفانه، در آن زمان او به بیماری وخیمی مبتلا و بستری بود. اما داگلاس مصمم بود. او ترتیبی داد که روی برانکارد به محل قانون گذاری ایالتی برده شود و “غول کوچک” که لقب او بود، در حالیکه به پشت خوابیده بود، علیه این کار به نطق پرداخت. به دلیل تلاش های او، قانون گذار ایالتی تصمیم گرفت که از پرداخت تعهدات خود سر باز نزند و همه ی آنها را پرداخت کند. پس از پایان رسیدن دوران سخت اقتصادی، ایالت هر روز مرفه تر شد. گفته می شود که یکی از دلایلی که باعث، به وجود آمدن زمینه ی رفاه اقتصادی شد، قابل اطمینان بودن حکومت ایالتی بود.

منافع طولانی مدت را که ناشی از قابل اطمینان بودن است، هیچ گاه دست کم نگیرید.

منبع

دیدگاه خود را بنویسید

ارتباط با ما

  1. امور مشتریان : 02833322250
  2. سامانه هوشمند : 30002264
  3. قزوین، بلوار شهید لشکری، ساختمان افق، واحد 9

نماد الکترونیکی

logo-samandehi

خبرنامه